الشيخ محمد علي الگرامي القمي
570
رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)
سكّهدار بدهند ، و ديه بريدن اعضاء او به نسبت ديه خود او است ، يعنى بريدن يك دست ميّت نصف ديه كامل او يعنى پنجاه مثقال طلا و يك انگشت او ده مثقال و به همين نسبت ساير اعضاء . و اين ديه را به وارث نمىدهند ، بلكه آن را به مصرف حجّ يا صدقه يا خيرات براى خود ميّت مىرسانند . مسئله 3189 - در موردى كه حفظ جان مسلمانان متوقّف بر تشريح مسلمان باشد ، بنابر احتياط واجب ديه آن را بايد بدهند . مسئله 3190 - اگر حفظ جان مسلمانى بر پيوند عضوى از اعضاء ميّت مسلمان متوقّف باشد ، قطع و پيوند آن عضو جايز است و بنابر احتياط واجب ، ديه را بدهند ، و آيا ديه بر قطع كننده است يا بر مريض ، محلّ اشكال است ، لكن جرّاح مىتواند با مريض قرار بگذارد كه او ديه را بدهد . و فقط اگر حفظ عضوى مهمّ و مؤثّر از مسلمان - و نه جانش بر قطع عضو ميّت مسلمان متوقّف باشد در اين صورت نيز جواز آن بعيد نيست ، به خصوص اگر خود ميّت به آن وصيّت كرده باشد ، و بنابر احتياط ديه را بپردازند . مسئله 3191 - قطع عضو ميّت غير مسلمان - كافر حربى مطلقا و ذمّى در ضرورت براى پيوند حرام نيست ، ولى در اهل ذمّه بنابر احتياط واجب ديه آن را بدهند . مسئله 3192 - اگر عضو ميّت پس از پيوند حيات پيدا كند از عضويّت ميّت مىافتد و به عضويّت زنده در مىآيد و نجس و ميته نيست ، بلكه اگر عضو حيوان نجس العين نيز پيوند شود و به زندگى انسان ، زنده شود از عضويّت حيوان خارج و به عضويّت انسان در مىآيد و پاك مىباشد . مسئله 3193 - تا مسلمانى بطور كامل نمرده به هيچوجه جايز نيست بدنش را مثله كرده اعضايش را بريده به بدن شخص ديگرى پيوند كنند و يا براى تشريح استفاده نمايند ، هر چند براى ادامه حيات شخص ديگرى نياز باشد .